الملا فتح الله الكاشاني

152

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

ياژدها و يد بيضا و غير آن با وجود آنكه اين همه براهين ظاهره اصلا در امر او تامل و تفكر نمىنماييد وَ إِنْ يَكُ كاذِباً و اگر او باشد دروغ گوى فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ پس بر اوست و بال دروغ و نكال عقوبت آن كه قتل اوست وَ إِنْ يَكُ صادِقاً و اگر باشد راست گوى پس لا اقل يُصِبْكُمْ برسد بشما بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ پارهء از آنچه شما را از آن وعيد مينمايد و اگر بالفرض همهء آن بشما نرسد پس بىشبهه بعضى از آن بشما رسد خلاصهء معنى آنست كه او شما را بهلاكة دنيا و عقوبة عقبا توعد مينمايد پس اگر صادق باشد در اين امر لااقل هلاكت دنيا كه بعضى از آنست بشما رسد إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى لا يَهْدِي راه راست نمينمايد يعنى توفيق نميدهد به راه ثواب بواسطهء بينات و معجزات بلكه در باديهء ضلالت فرو ميگذارد مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كسى را كه از حد در گذشته و بنهايت طغيان رسيده كَذَّابٌ دروغ گوى در دعوى خداى و ميتواند بود كه مراد موسى باشد بر سبيل فرض يعنى خداى راه صواب نمينمايد آنكس را كه از حد خود قدم بيرون نهاده است و بدروغ دعوى كنندهء نبوت است مراد آنست كه اگر بالفرض موسى متجاوز است از حد خود در دعوى نبوت كاذب خداى او را راه راست نخواهد نمود و او را رسوا خواهد ساخت پس احتياج بقتل او نيست . يا قَوْمِ اى گروه من لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ مر شماراست پادشاهى و سلطنت امروز ظاهِرِينَ در حالتى كه غالب بر بنى اسرائيل و مسلط بر ايشان فِي الْأَرْضِ در زمين مصر بر وجهى كه همه معمول و محكوم شمااند فَمَنْ يَنْصُرُنا پس كيست كه يارى دهد ما را مِنْ بَأْسِ اللَّهِ از عذاب خدا إِنْ جاءَنا اگر بيايد بما به جهت قتل موسى يعنى متصدى امرى ميشويد كه مظنه زوال ملك شما باشد چه قول موسى احتمال صدقيت دارد پس عقل مقتضى آنست كه اصلا پيرامون آن نگرديد و دست تعدى از آن كوتاه كنيد و چون اين نصيحت را بسمع ايشان رسانيد قالَ فِرْعَوْنُ گفت فرعون حزقيل را و جمعى ديگر كه نزد وى بودند ما أُرِيكُمْ دلالت نميكنم شما را بر راى إِلَّا ما أَرى مگر آنچه مصلحت مىبينم و ثواب ميدانم از قتل موسى و تكذيب او و صدق خود در دعوى الوهيت و ربوبيت يعنى سريرهء من در اين امر با ظاهر قول موافق است و دل با زبان مطابق پس آنچه براى خود صواب مىدانم بشما آن را ميگويم وَ ما أَهْدِيكُمْ و راه نمينمايم شما را إِلَّا سَبِيلَ الرَّشادِ مگر به راه راستى كه عالم باشيد بصواب ديدن